كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

42

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

پالوده باشد چه حلاوت ماند و امير عبد الصمد در آمدن مبالغه مىنمود . امير سليمانشاه مقرر كرد كه امير جهان ملك آيد تا يراق بينيم و امير سليمانشاه به جانب قلعهء كلات رفته آن را محكم ساخت و بعضى متمردان پيش او جمع آمدند . حضرت خاقان سعيد در ولايت جام ميرزا الغ بيك را بر سر آغروق گذاشته و امير شاه ملك را در ركاب او بازداشته ، از قريهء خرجرد ايلغار فرمود و چون رايت آفتاب آيت سايهء همايون بر صحراى طوس و مشهد مقدس انداخت ، امرا كه در سرحد خراسان بودند و ميرزا اميرانشاه و ميرزا ابا بكر را به جانب عراق يراق تمام ساخته روان فرمودند ، در اين ولا بازآمده شرف بساط بوس يافتند و امير عبد الصمد از پيش امير سليمان شاه آمده سخن او به عرض رسانيد و آن حضرت برحسب التماس او امير جهان ملك را پيش او فرستاد و ميرزا الغ بيك و امير شاه ملك با آغروق به اردوى همايون پيوستند و امير جهان ملك رفته و سخن گفته امير سليمان شاه به وعده وفا نكرد و چون جهان‌ملك بازآمد ، آن حضرت امير مضراب را به جانب كلات فرستاد . در اين ولا ، قاصد امير چركس بن امير تومان رسيد و به موقف عرض رسانيد كه جماعت تركمانان قراتتار كه حضرت صاحبقران ايشان را از ولايت روم كوچانيده به مملكت ماوراء النّهر رسانيده بود از آن‌جا گريخته بدين سرحد آمده‌اند . حضرت شاهرخى امير سيد خواجه و امير شاه ملك و امير جهان ملك را فرمود كه ايلغار كرده سر راه ايشان را بگيرند و امير سيد خواجه در اثناى راه ، پسر پيرپادشاه سلطان على را كه از سمرقند گريخته به استراباد مىرفت گرفته پيش حضرت فرستاد . آن حضرت او را تربيت كرده با خاتون پدرش به جانب پيرپادشاه روان فرمود و برادر سلطان على ، سلطان حسين را نگاه داشت و پيرپادشاه را استمالت داده پيغام داد كه به دستور زمان حضرت صاحبقران آن ولايت بر ايشان مقرر است . بايد كه تردّد به خاطر راه ندهد و از سر استظهار پيش ما آيد كه دربارهء او عاطفت زيادت به ظهور خواهد رسيد و رايات همايون متوجه كلات گشت . امير سليمان شاه كلات را گذاشته به جانب سمرقند گريخت .